خرید بک لینک

درباره سایت

حرف های تنهایی

آخرین مطالب

    امکانات وب

    1 - هرگز به کسی نگویید که خسته و افسرده اید.2 - برای تغیر دادن دیگران بیش از حد تلاش نکنید،اگر برای تغییر دادن افراد بیش از حد تلاش کردید،امکان دارد که به افکار خود آسیب بزنید.3 - به کسانیکه خطاب به شما می گویند:تو صادق و راستگویی اعتماد نکنید.4 - روز تولد اقوام خود را یادداشت کنید و در آن روز با تلفن یا sms یا کارت پستال به آنها تبریک بگویید، همین که شما قلب کسی را شاد کنید، به او و خود ،انرژی مثبت می دهید، و به شادی میرسید.5 - صدای خنده های پدر، مادر،برادر،خواهرو... را ضبط کرده و هراز گاهی گوش کنیدو با این کار انرژی بگیرید.6 - حتما به کسی که لباس نو پوشیده واکنش مثبت نشان دهید و به لباسی که به تن کرده انرژی دهید، هیچوقت به لباس کسی ایراد خاصی نگیرید،مگر قبل از آن تعریف لباسش را کرده باشید.7 - آقا پسرها یادشان باشد که اگر با دختر خانمی رابطه برقرار کردند و قصد ازدواج با او را داشتند، حتما چند وعده(4-5)غذا با او بخورند و اگر دیدند که آن دخترخانم بی اشتها غذا میخورد،دل به ازدواج با او نبندند.8 - دختر خانم ها یادشان باشد که اگر بدن آقا پسری که قرار است با او ازدواج کنند بوی روغن کرچک میدهد، از ازدواج با او اجتناب کنند؛ چون کسی که قرص اعصاب میخورد بدنش بوی روغن کرچک میدهد.9 - وقتی که گوشی را برمیدارید با کسی که پشت خط است با نشاط و جدیت صحبت کنید.10 - در فضاهای بسته در مورد

    برچسب: نویسنده: یونا کاشانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 0:58

    هین رها کن عشق های صورتی / عشق بر صورت نه بر روی ستی ( عشق به این قیافه های بزک شده رو بزار کنار، نه اون چهره های پاک انسانی رو ) آنچه معشوق است صورت نیست آن / خواه عشق این جهان ٬ خواه آن جهان آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای / چون برون شد جان چرایش هشته ای ؟ (تو اگر عاشق قیافه شی چرا وقتی که میمیره میزاریش میری؟ صورتش بر جاست این سیری ز چیست ؟ / عاشقا واجو که معشوق تو کیست ؟ پرتو خورشید بر دیوار تافت / تابش عاریتی دیوار یافت بر کلوخی دل چه بندی ای سلیم / وا طلب عشقی که پاید او مقیم ما در این انبار گندم می کنیم/گندم جمع آمده گم می کنیم می نیاندیشیم آخر ما به هوش/کین خلل در گندم است از مکر موش موش در امبار ما حفره زده ست/وز فنش انبار ما ویران شده ست گر نه موشی دزد در انبار ماست/گندم اعمال چل ساله کجاست ؟ اول ای جان دفع شر موش کن/ وانگهان در جمع گندم جوش کن بشنو از اخبار آن صدر الصدور/لا صلاة تم الا بالحضور

    برچسب: نویسنده: یونا کاشانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 0:58

    وچه واهی بود وقتی پنداشتم تو گم شده ای و در نیافتی که جهنم را من با طراوت کردم و چه واهی بود وقتی پنداشتم با مهر می توان زندگی کرد. تابلوی سر راه نشان می داد که دیگر هرگز از تو عبور نخواهم کردسکه های بی شمار تو را از من ربودند و اینک فراقتی یافتم از فُراق تو و تو را خواهم دید که از درخت جدایی آه می چینی و تو را خواهم دید که در حصرت کفنی هستی که تو را در بر گیرد به یاد داری آن شب کشتزار هشیاری مرا داس های دلربایی تو درو کرد و خرمن آگاهی مرا از سایه ی هوس های تو کوبید تا خمیری از جهل برای تنوره ی قلبم بسازد و نان فحشا را به حاظمه ی روحم دهد و چه زیبا انگشتان غی خداوند همه چیز را بالا آورد به یاد داری؟

    برچسب: نویسنده: یونا کاشانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 0:58

    هی زل نزن به قاشق و لیوان و بستنی من را نگاه کن دو دقیقه که با منی من با تو حرف می زنم اما تو زیر لب می خوانی و هزار و یک آهنگ می زنی هی پا یه های صندلیت را عقب نکش با ساعدت نگو که فقط فکر رفتنی این سایه ی مچاله که اینجا نشسته است یک مرد عاشق است نه یک ادم اهنی اخر کجای دنیا شنیده ای مردی چنین کشاله شود در پی زنی کافه شلوغ شد کافه شلوغ شد چه بگویم بلند شو اول سنگ ها شورش کردند دوم سبزه ها بالیدند سوم مرا ایستاده بقل کرد و چهارم فکر کردم که می اندیشم پس هستم مسخره دمر خوابیده بود در نی زاران همدیگر گم کریم و باتلاق مرا فرا گرفت یعنی اصلا او را ندیدم اول جن ها فرار کردند دوم بسم الله گفتند و اخر اینکه مرا نزدیک دکارت نخوابانید مرد شور فلسفه اش را ببرد خانم مگر شما لیسانس حسابداری ندارید چرا مرا تحویل نمی گیرید تازه رسیده ام و تنها یک روز است که بر شاخه ی این درختم چشم تو از پیاده رو روبرو گذشت پشت چراغ زرد سبز شد بوق نزنید یک عاشق دارد خاطراتش را پنچر گیری می کند. وقتی قفس با اسمان فرقی ندارد امروز و فردا بی گمان فرقی ندارد وقتی غروری نیست تا اتش بگیرد خاموش یا اتش فشان فرقی ندارد اینجا و آنجا هر کجا باشی همین است هر جا که باشی آسمان فرقی ندارد وقتی که کشتی ندارد نا خدایی بی باد بان با بادبان فرقی ندارد در ذهن مردم یاسمن بی شاخه زیباست هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد وقتی برای

    برچسب: نویسنده: یونا کاشانی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 0:58

    صفحه بندی